دل تنگ توام ای یگانه من

تو که نفست عشق بود و زندگی

در این ایام که رنگ فراموشی گرفته ای به خاطرات

من همانم با همان دردها و رنج ها

همان که بدون من زندگی برایت جهنمی بود داغ و سوزان

همان که چشم هایت را برای دیدنم جلا می دادی

حال چه شده ای رفیق نیمه راه

راه به کدامین سو کج کرده ای

که بی من بودن را به بودنم ترجیح می دهی

این بود رسم شیدایی

/ 0 نظر / 14 بازدید