تو را چه شده ای عاشق دیروز

چشم بسته ای بروی یار امروز

با دست خود فشار می دهی حنجره ام را

قلب مریضت ندارد نشانی ام را

جای من اگر هست درون قلبت

بی خبرم من از وفای قلبت

گفته بودی روزی نبینم تو را

شهره آفاق کنم حیثیتم را

نجابتت هست هنوز همچون طوبا

لیکن عهد شکستی در پی این دنیا

یا دارم گل نرگس بود و من

آمدی گورستان به هوای من

بچین با ذوق خود بروی مزارم

که راحت شدم من از دنیا بیزارم

بشین بالای قبرم نکن شیون تو ای روحم

که بودم غم برایت نیستم شاد باش شاد کن روحم

/ 0 نظر / 4 بازدید