سرت را برگردانی،

خاطرات چنان زیر گوشت می خواباند تا جای پنج انگشتش گرمای راهت شود،

گذاشت راهت را بگیر و برو،

با خاطرات در نیوفت،

دستش عجیب سنگین است...

/ 0 نظر / 7 بازدید